خانه / مقالات اقتصادی / تعریف اصطلاحات و کلمات کلیدی در علم اقتصاد

تعریف اصطلاحات و کلمات کلیدی در علم اقتصاد

اقتصاد: 

حداکثر استفاده از منابع کمیاب عبارت از اقتصاد میباشد.

کالا :

به چیزی اطلاق می شود که مصرف کننده با مصرف آن احساس رضایت نماید. کالا به دو شکل مادی و غیر مادی تفکیک می شود. به کالای غیر مادی اصطلاحاً « خدمت » اطلاق می شود.

کالای مجانی :

کالایی است که به فراوانی در دسترس باشد و مصرف کننده با قیمت صفر هر آنچه را که بخواهد بتواند داشته باشد و مصرف کند.

تعریف دیگر از کالای مجانی:
به تمام کالاهایی که به سبب فعالیت های انسان تولید نمی شود و خداوند بزرگ آنها را بصورت رایگان در طبیعت در اختیار بشر قرار داده است ، کالای مجانی و یا رایگان می گویند. مانند: هوا، نور آفتاب و … . از آنجا که انسان برای تولید این کالا ها زحمت نکشیده است ، لذا برای اکتساب آن نیز حاضر به پرداخت بهائی نیست.
اما کارشناسان اقتصاد این تعریف را رد می کنند و معتقد اند بطور کلی ، کالای مجانی وجود ندارد . آنها اعتقاد دارند ، مصارف گزافی که امروزه بطور مسقیم و غیرمستقیم صرف رفع آلودگی هوا و یا بهره گیری از نور آفتاب می شود ، نشان می دهد که این کالا ها مجانی نیستند و چنانچه این مصارف صورت نگیرد زندگی انسان به مخاطره خواهد افتاد.

 

کالای اقتصادی :

به کالایی اطلاق می شود که مصرف کننده نمی تواند در قیمت صفر هر اندازه که بخواهد داشته باشد.

تعریف دیگر ازکالای اقتصادی : همانگونه که گفته شد بشر قادر به تأمین همه نیازهای خود در طبیعت بصورت رایگان نیست . این بدان معنا است که اکثر کالاهای مورد نیاز انسان که متناسب با رفع نیاز وی است، به اندازه کافی در اختیار او قرار ندارد ، این نوع کالا های را در تولید و ایجاد آن محدودیت وجود دارد ، کالای اقتصادی می گویند. علم اقتصاد به بررسی شیوه های می پردازد که افراد و جوامع از میان روش های مختلف استفاده از منابع کمیاب برای تأمین خواست های خود برمی گزینند. از آنجا که کالای اقتصادی بها دارد ، انسان ناگذیر است تا بهترین شیوه را برای انتخاب و مصرف کالاهای اقتصادی برگزیند.

انواع کالا های اقتصادی : انواع کالا های اقتصادی بشکل زیر تقسیم بندی می شوند:
کالای مرئی (مادی) : به کالا هایکه قابل رویت باشند ، کالائی مرئی یا مادی گفته می شود. مانند انواع کالا های صنعتی ، ساختمانی ، غذائی ، طبی و … .
کالای نامرئی (خدماتی) : به کالا هایکه قابل رویت نیستند بلکه آثاری ناشی از آن در خدمت نیاز های بشری است ، کالا های نامرئی یا خدماتی گفته می شود مانند خدمات آموزشی ، مشاوره ای ، بیمه ای ، بانکی ، حمل و نقل .

کالای مصرفی:

کالاهایی هستند که برای ارضا احتیاجات و خواسته های افراد مورد استفاده قرار می گیرند.

مانند کره، بنزین، مداد و … ،

تعریف دیگر از کالای مصرفی: به کالا هایکه پس از تولید مستقیماً قابلیت مصرف پیدا می کنند، کالای مصرفی گفته می شود. مانند انواع قطعات صنعتی، لوازم مصرفی ، مواد غذائی ، لوازم خانگی و غیره .
کالای سرمایه ای (تولیدی) : به کالا های گفته می شود که در فرایند تولید ، جهت تولید کالاهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند. مانند ماشین و آلات تولیدی و غیره .
کالای مکمل : به کالا هایکه به موازات یکدیگر مورد تقاضای مشتری قرار میگیرند ، کالا های مکمل گفته می شود. مانند قند و چای ، موتر و تیل .
کالای جانشین : برخی از کالاها قابلیت جانشینی برای کالای دیگر دارند. مانند شکر به جای قند ، گوگرد به جای لایتر، گوشت مرغ به جای گوشت گوسفند، و غیره .
کالای با دوام : به کالا هایکه در مدت زمان طولانی مورد استفاده قرار می گیرند ، کالای بادوام گفته می شود ، کالای بادوام مشمول کالا های مصرفی مانند لوازم خانگی ( یخچال ، ماشین لباس شوئی ، اتو ، کولر و… ) و کالا های سرمایه ای ( انواع ماشین و آلات ) و غیره هستند.
کالای بی دوام : به کالا هایکه بطور معقول یکبار مصرف میشوند کالای بی دوام گفته می شود. مانند انواع مواد غذائی و لوازم مصرفی و … .
کالا های خوب و کالا های بد : کالا های خوب به آن دسته از کالا و خدماتی گفته می شود که مشتری مقادیر بیشترش را بر مقادیر کمتر ترجیح می دهد. ویا بر عکس کالای بد به کالای گفته می شود که مشتری مقادیر کمترش را بر مقادیر بیشتر ترجیح می دهد. بنابرین خوب یا بد بودن کالا به نظر و رفتار مشتری و مصرف کننده بستگی دارد و به خود کالا مربوط نمی شود.
کالای خنثی : کالای خنثی به کالای گفته میشود که رفتار مشتری نسبت به آن بی تفاوت است ، مثلاً برای کسیکه که سگرت نمی کشد این کالا ، یک کالای خنثی است .
کالای عادی (نرمال) : چنانچه تغییرات در درآمد مشتری با تغییرات در مصرف کالای او همسو باشد آن کالا ، کالای عادی یا نرمال است. یعنی چنانچه افزایش درآمد مشتری، سبب افزایش مصرف کالا ویا کاهش درآمد وی ، موجب کاهش مصرف آن کالا شود ، کالای نرمال به حساب می آید.
کالای غیرعادی (غیرنرمال) : چنانچه تغییرات در درآمد مشتری، همسوئی با تغییرات در مصرف وی نداشته باشد یعنی با افزایش درآمد ، مصرف وی از آن کالا کاهش ویا برعکس با کاهش درآمد ، مصرف او از آن کالا افزایش یابد، کالای مورد مصرف مشتری کالای غیر عادی است. نرمال ویا غیرنرمال بودن کالا مربوط به درآمد مشتری می گردد.
کالای مبنا : به کالای گفته می شود که چند کالای دیگر با آن مقایسه می گردند و مبنای سنجس کالا های دیگر به حساب می آیند. مثلاً چنانچه گفته می شود، یک کیلو گوشت برابر است با چهار ساعت کار یا بهای یک پیراهن برابر است با سه ساعت کار. دراینجا ساعت کار کالای مبنا است زیرا مبنای سنجش کالاهای دیگر قرار گرفته است.
کالای ضروری : به کالاها و خدماتی گفته میشود که نیازهای حیاتی مشتری را تأمین می کنند ، مانند دارو . 
کالای اساسی : به کالا و خدمات گفته میشود که نیازهای اساسی مشتری را تأمین می نند ، مانند آب .
کالای لوکس : به کالا و خدماتی گفته می شود که مشتری برای تأمین نیاز خود از روند عادی و یکنواخت توانائی و استعداد خویش بهره نمیگیرد. درین مورد نیز باید توجه داشت که لوکس بودن یک کالا به خود کالا مربوط نمی شود بلکه درآمد و رفتار مشتری موجب لوکس شدن آن کالا خواهد شد. مثلاً ممکن است موبل و فرنیچر برای خانواده با درآمد کمتر یک کالای لوکس محسوب گردد در حالیکه برای یک خانواده با درآمد بیشتر این کالا یک کالای عادی خواهد بود.
 کالای سوبسیدی : در برخی کشورها دولت برای اعمال سیاست های خود به ویژه برای تأمین عدالت اجتماعی ، برخی از کالا های اساسی و مورد نیاز عامه مردم را با قیمت های پائین تر از قیمت های موجود در بازار عرضه میکند و تفاوت بهای آنرا از بودجه عمومی تأمین می کند. مانند دادن کوپون، سهمیه بندی هاو غیره .
کالای استاندرد : استاندرد به معنای معیار و نمونه است و کالای استاندرد به کالای گفته می شود که حداقل انتظارات مشتری در تولید آن تأمین شده باشد.
کالای مرغوب و نامرغوب : چنانچه کالای از حد اقل های مورد انتظار مشتری (استاندرد) برخوردار باشد به عنوان کالای مرغوب تلقی می گردد، در غیر این صورت کالای نامرغوب خواهد بود.
کالای با کیفیت : کالاهایکه نیاز ها و رضایت مشتری را بیش از حد انتظار وی تأمین نماید ، کالای با کیفیت گفته می شود.

 

کالای تجملی:  (به انگلیسیLuxury good) کالایی است که درصد تغییرات تقاضا برای آن بیش از درصد تغییرات درآمد است . یعنی با افزایش درآمد تقاضا برای آن هم افزایش می یابد اما بیش از تغییرات درآمد و در تضاد با کالای ضروری است که درصد تغییرات تقاضا برای آن کمتر از درصد تغییرات درآمد است . کالای تجملی اغلب معادل کالای ممتاز است

کالای سرمایه ای:

کالاهایی هستند که در تولید کالاهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.

مانند تراکتور، ماشینهای چاپ، ماشینهای نساجی و ….

کالای خصوصی :

مانند لباس، کیف، کفش و خودکار از جمله کالاهای خصوصی می باشند.

کالای عمومی : بسیاری از کالاها و خدمات را افراد از طریق بازار تأمین نمیکنند بلکه این کالا و خدمت بطور عمومی یا مشترک بکار گرفته میشوند. مثلاً خدمات جمع آوری ذباله شهر، استفاده از پارک ها، دفاع ملی از جمله کالاهای عمومی محسوب می گردند.
 
کالای عمومی :  

مانند جاده، پل و خدمات اردوی ملی از جمله کالاهای عمومی هستند.
 
کمیابی :

یک کالا یا یک عامل تولید هنگامی کمیاب است که در قیمت صفر ، میزان تقاضا از عرضه آن تجاوز نماید.

انتخاب :

انسانها دارای خواسته های نامحدود، متعدد و متنوع هستند. اما چون در تأمین خواسته ها با کمیابی یعنی با محدودیت منابع و امکانات رو به رو می باشند، باید از بین خواسته های خود انتخاب کنند.

هزینه فرصت :

فرصت یا فایده ( یا درآمد ) از دست رفته بهترین انتخابی که می توانست به جای انتخاب مزبور با صرف همان مقدار منابع و زمان به کار رفته صورت گیرد.

تولید :

فرایندی است که در آن ، یک یا چند نهاده ( عوامل تولید ) جهت ایجاد یک یا چند ستاده ( کالا و خدمت ) به کار گرفته می شود.

عوامل تولید:

کار، سرمایه، مدیریت و منابع طبیعی که در جریان تولید به کار گرفته می شوند به عوامل تولید موسوم می باشند.
 
کار :

تلاش و کوششی که انسان در جریان تولید اعمال می کند.
 
سرمایه :

ماشین آلات، ساختمان و سایر تجهیزات مورد نیاز در جریان تولید.

خانوار :    

متشکل از گروهی افراد است که درآمد خود را به روی هم می ریزند و مالکیتشان بر اموال و داراییها به صورت مشترک می باشد و تصمیم های اقتصادی را به طور مشترک اتخاذ می کنند.

بنگاه(تصدی ) :

نهادی است که عوامل تولید را از خانوارها خریداری می کند و با به کارگیری آنها در فرایند تولید، کالا و خدمات نهایی را ایجاد می کنند.

قیمت :
 مبلغی است که برای یک میزان معین، از کالا و خدمات پرداخت می شود. قیمت ها در واقع علائمی هستند برای تصمیم گیری اقتصادی.

بیمه: 

بیمه عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد می‌کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران کرده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه‌گر، تعهد را بیمه‌گذار و وجهی را که بیمه‌گذار به بیمه‌گر می‌پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می‌شود موضوع بیمه نامند. بیمه در لغت به معنای ایمن داشتن جان و مال از خطرات احتمالی است و به نظر می‌رسد که از واژه «بیم» مشتق شده باشد. اما قانون بیمه ایران (مصوب اردیبهشت ماه ۱۳۱۶ شمسی) بیمه را چنین تعریف می‌کند: «بیمه عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد می‌کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران کرده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه‌گر، تعهد را بیمه‌گذار و وجهی را که بیمه‌گذار به بیمه‌گر می‌پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می‌شود موضوع بیمه نامند.»

تهیه وترتیب: سیدامیر قریشی

مقالات دیگر: برنامه ریزی برای درس خواندن، مطالعه واهمیت آن

مطلب پیشنهادی

تعریف سرمایه گذاری کردن چیست؟

تعریف سرمایه گذاری کردن چیست؟ عمل اختصاص پول یا سیک هدف (تجارت، پروژه، املاک و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

رفتن به نوارابزار